پسره تو اتوبوس، سینههای دخترهرو میگیره، دختره هم شروع میکنه بهش فحش دادن. پسره میگه: ببخشید سوء تفاهم شد. یه پیره زنه هم اونجا بوده میکه: دروغ میگه، اگه سوء تفاهم بود چرا سینههای منو نگرفت!!!
سالم
پسره تو اتوبوس، سینههای دخترهرو میگیره، دختره هم شروع میکنه بهش فحش دادن. پسره میگه: ببخشید سوء تفاهم شد. یه پیره زنه هم اونجا بوده میکه: دروغ میگه، اگه سوء تفاهم بود چرا سینههای منو نگرفت!!!
سالم
ترکه میره پیش رئیس اداره و میگه: آقای رئیس این اضافه خقوقی که به من دادین، در برابر این همه فعاالیتی که من میکنم و دوازدهتا بچهای که دارم خیلی کمه!
رئیسه میگه: آره جانم، در نظر داشته باش که ما اضافه حقوق رو به فعالیت تو اداره میدیم نه فعالیت توی خونه!!!!
تبارکی
ترکه میره زیارت امام رضا، کارت عابر خودشو میندازه تو ضریح، میگه، رمزشو وقتی میگم که حاجتمو بدی!!!
شایان
عصر روز شنبه یه پیرمرد هفتاد ساله و یه دختر جوان و خوشگل و خوش هیکل وارد یه جواهر فروشی میشن و پیر مرده به جواهر فروش میگه: میخواد برای دوست دخترش حلقه بخره، جواهر فروشه هم یکی از اون حلقههای گرونشو نشون اونها میده، و میگه این حلقه پنجاه هزار دلار قیمتشه، دختره به محض دیدن حلقه و فهمیدن قیمتش خیلی ذوق زده میشه و به هیجان میآد. پیرمرده هم که اینطوری میبینه میگه: باشه ما اینو میبریم. جواهرفروشه میگه پولشو چه جوری میپردازین؟ پیرمرده میگه: من یه چک مینویسم و به شما میدم شما دوشنبه برین بانک و اونو نقد کنین ما هم عصر دوشنبه میایم و حلقه رو میبریم. صبح دوشنبه جواهر فروشه زنگ میزنه به پیرمرده و با عصبانیت و ناراحتی میگه: آقا بانک میگه که شما اصلا پولی توی این حساب ندارین! پیرمرده میگه: آره اینو خودمم میدونم، ولی تو اصلا میتونی تصور کنی که من چه یکشنبهای داشتم!!!!
شاکری
به ترکه میگن نظرت راجع به ماه رمضون و روزه چیه؟
میگه: والا، نمیدونم از وقتی این احمدی نِژاد اومده، چرا روزهها اینقدر طولانی شده، وقتیکه خاتمی رئیس جمهور بود ساعت پنج افطار میشد!!!
ساسان
ترک فیلسوف میگوید: همانطور که همه ایمان داریم، انسان در این دنیا مسافری بیش نیست… والبته روزه هم بر مسافر واجب نیست!!
ایرج
یه زن رشتی رفت دکتر، گفت: من تازهگیها خیلی احساس خستگی میکنم.
دکتره بعداز معاینه گفت: خانم شما هفتهای چند بار سکس دارین؟
زنه گفت: شنبه، دوشنبه، چهارشنبه، جمعه هر هفته.
دکتره گفت: خب، فکر کنم بهتره سکس چهارشنبهها را حذف کنین.
زنه میگه: نمیشه آقای دکتر، آخه چهارشنبهها هست که با شوهرم سکس دارم.
دادیار
به ترکه میگن سوره توحید رو تفسیر کن.
میگه: فکر کنم گفل (قفل) رو دادن به احد، احد داده به صمد، صمد برده نیاورده، کفره احدو درآورده.
ندا
دو تا ترکه رو می اندازن جهنم بعد از سه ماه میان بیرون. ازشون میپرسن اونجا چه جوری بود؟ شما چه کار میکردین؟
میگن: هیچی بابا، همه جا آتش گرفته بود اما بالاخره خاموشاشون کردیم!!!
امیر
مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد
ولی تا رسید به خانه، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه کره خر خونه هست؟
زنش گفت: آره
مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!
رضا
هیئت تحقیق و تفحص مجلس علت سقوط هواپیماهای روسی را شیطنت سرنشینان اعلام کرد و فرسودگی قطعات و خرابی دستگاههای مربوطه را کلاملا بی تاثیر دانست!!!
سینا
زنان با برقراری رابطه جنسی ميخواهند به عشق برسند.
اما مردان با عشق ورزی ميخواهند به رابطه جنسی برسند…
يك زن نگران آينده است تا زمانی كه شوهر كند
يك مرد هرگز نگران آينده نيست تا زمانی كه زن بگيرد
فراز
ترکه داشته برای دوستانش تعریف می کرده: آره یه بار که رفته بودم جنگل، یکدفه یه خرس بزرگ گذاشت دنبالم، من می دویدم، خرسه هم پشت سر من می دوید تا اینکه یهو خرسه شروع کرد به لیز خوردن. حالا من همینجور داشتم میدویدم…
دوستش میگه: خب تو واقعا خیلی نترسیها. من اگه بودم حتما خراب میکردم!
ترکه می گه: پس فکر کردی خرسه چرا داشت لیز می خورد؟
تهرانی
شخصی ادعای پیامبری کرد. او را نزد خلیفه اش بردند.
از او پرسید: معجزه ات چیست؟
گفت: معجزه ام این است که هر آنچه در دل شما می گذرد، مرا معلوم است، چنان که اکنون در دل همه شما می گذرد که من دروغ می گویم!!!
شهاب
کتابهای زیر به عنوان کوتاهترین کتابهای دنیا شناخته شده اند:
- آنچه مردان درباره زنان می دانند.
- حقوق بشر در ایران
- سالهای پر افتخار جمهوری اسلامی ایران
- مهمان نوازی اصفهانیان
فانی داد
سخنگوی احمدی نژاد به منظور رفع ابهام و سؤ تعبیر از این گفته ی او که “او خود نماد تغییر است” در کنفرانس مطبوعاتی که در کاخ ریاست جمهوری اسلامی ایران برگزار شده بود، تاکید کرد که منظور “رییس جمهوری” تغییر ژنیتیک نیست!
رمضانی
ترکه میخواسته از همسایشون نردبونشونو قرض بگیره, با خودش فکر میکنه, میگه, الان اگه برم بگم نردبونتونو بدین, شاید همسایه بگه, نردبونمون کوتاهه, یا بگه, نردبونمون شکسته, یا بگه نردبونمون دادیم قرض به یکی دیگه. خلاصه میره دم خونه همسایه در میزنه, یارو میاد دم در میگه: بله بفرمایین کاری داشتین؟
ترکه میگه: برو بابا شما هم با این نردبونتون!!!
نیازی
توی اصفهان زلزله میاد, 78 نفر کشته میشن. 8 نفر در اثر زلزله, 70 نفر در زمان تقسیم کمکهای اولیه به مردم!!!
نوروزی
سه نفر رو می خواستند اعدام کنند.
اولی رو میذارن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه… آماده… هدف…
یهو اعدامی داد می زنه: زلزله!!! همه سربازان فرار می کنند و خودشون رو روی زمین می اندازند و اعدامی هم فرار می کنه.
دومی رو میذارن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه… آماده… هدف…
یهو اعدامی فریاد می زنه: طوفان!!! همه سربازان فرار می کنند برن محل امنی پناه بگیرن و اعدامی هم فرار می کنه.
سومی رو میذارن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه… آماده… هدف…
یهو اعدامی فریاد می زنه: آتش!!!
محمدی
از لقمان پرسیدند: ادب از که آموختی؟
گفت: ولم کنین بابا، من الآن چند ماه که دیگه نماز جمعه نمیرم!!!!
ربیعی
از بسیجیه میپرسن: تو واسه چی هموطنانتو میزنی و میکشی، بخاطر خداست، یا بخاطر پوله یا بخاطر جمهوری اسلامی؟
بسیجیه میگه: بخاطر خدا تومن پولی که جمهوری اسلامی داره و به ما میده!!!!
مسعودی
وزیر کشور طی اطلاعیهای اعلام کرد: من شخصاً به عموم معترضین به نتایج انتخابات، اطمینان میدهم که به هیچوجه تقلبی و اشتباهی در شمارش آرا ریاست جمهوری صورت نگرفته است، زیرا گروهی از کارمندان مسلمان این وزراتخانه از یکماه قبل از انتخابات مشغول شمارش آرا بودهاند!!!!
مسعودی
از ترکه میپرسن مهمترین مشخصه میمون میدونی چیه؟
میگه: اینکه میتونه تا مقام ریاست جمهوری بالا بره!!!
انصاری
شرکت چیتوز اعلام کرد: بعداز انتخاب مجدد احمدی نژاد بعنوان ریاست جمهوری، این شرکت قرار داد خود را با وی تجدید کرده است!!!
سیادتی
از ترکه میپرسن نظرت راجع به انتخابات ریاست جمهوری چیه؟
میگه: بابا این مملکت خیلی خر تو خره، ما به یه خری رأی دادیم، یه کره خر دیگه رئیس جمهور میشه!!!
انتظاری
زن اولی: این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دندهاندها!
زن دومی: آره ولی حالا چی شده؟
زن اولی: مثلاً این شوهر من، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم، آخرش هم قبول نکرد که نکرد.
زن دومی: خوب چی رو داشتی براش توضیح میدادی؟
زن اولی:اینکه من آدم پر حرفی نیستم!!!
جوادی
بعداز اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، خواهر و مادر احمدی نژاد اعلام کردند، هیچ دخالتی در تعداد آراء اعلام شده نداشته و از ملت محترم درخواست کردند هرگونه اختلافی در این مورد را مستقیماً با خود محمود حل و فصل نمایند!!!
انتظاری
وزارت کشاورزی و دامپروری طی اطلاعیهای اعلام کرد: با توجه به آمار اعلام شده در انتخابات ریاست جمهوری، کشور از لحاظ پرورش و تکثیر دامهای اهلی و غیر اهلی از مرز خودکفائی زیادی رد شده است!!!!
انصاری
دیوانه اولی: من وقتی رو کلهام وامیستم خون تو سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهام جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه دیگه، چون پاهات مثل کلهات تو خالی نیستند!!!
رواق
از ترکه میپرسن تازهترین جوکی که تازهگیها شنیدی چی بوده؟
میگه: احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شد!!!!!
مهدوی
از احمدی نژاد میپرسن: نظر شما راجع به این سر و صداهایی که علیه شما میشود، چیست؟
احمدی نژاد میگه: شما وقتی میرید، دستشویی کارتون را بکنید، خب، همیشه حین کار یه سر و صداهای دیگهای هم میاد دیگه!!!
انصاری
برای مقابله با الله و اکبر گفتن مردم در شبها، سخنگوی دولت احمدی نژاد اعلام کرد: از امروز به مدت سی شب هر شب، شب جمعه اعلام میشود!!
انتظاری
وقتی احمدی نژاد تظاهرات علیه انتخاب شدنش رو میبینه، میگه: این مردم اصلاً لیاقت منو ندارن، من میخوام برم هند، اونجا مثل منو میپرستن!!!
انتظاری
خامنهای برای خاتمه دادن مردم به اعتراضاتشون میره میگه: آخه شما ها چقدر خرین که فکر میکنین، اگه این خره بشه رئیس جمهور فرق میکنه با اونکه اون خره بشه رئیس جمهور! مهم این نیست چه خری چه کاری میکنه، مهم اینه که چه کاری مردم رو خر میکنه!!!
انصاری
محرم بوده، آخونده میره بالای منبر و میگه: امشب نمیخوام از حسین بگم، که دلتون بسوزه!
نمیخوام از ابوالفضل بگم، که جیگرتون بسوزه!
میخوام از این بگم که امشب شام خبری نیست، تا اونجاتون بسوزه!!!
بینام
احمدی نژاد در جواب کاندیداهای بازنده میگه: شماها فکر کردین مملکت اسلامی الکی الکیه که هر خری بتونه توش رئیس جمهور بشه!!؟
انصاری
یارو داشته خر رو جلوی مسجد کتک میزده. یکی که از اونجا رد میشد، بهش میگه: بابا این زبون بسته رو برای چی میزنی؟
یارو میگه: این حیوون نفهم همینجوری سرشو انداخته بود پایین اومده بود توی مسجد!
یارو میگه: خب بابا این بدبخت خره دیگه، هیچی حالیش نیست، نمیفهمه! مگه من که میفهمم میام توی مسجد!!؟
بینام
ترکه ريش پروفسوری داشته ميره پيش رفقاش، ميگه: هر سوالی دارين امروز از من بپرسين، فردا ميخوام ريش هامو بزنم!!
رئیسی
مدارک همسرتان را در سطل آشغال نریزید، چون روزی رفتگری آن را پیدا می کند و وقتی رئیس جمهور شد آن را به مردم نشان می دهد!!
ستاد بررسی مناظره تلویزیونی
سیامک
ترکه دستش شکسته بوده، میره دکتر، دستشو گچ می گیرن.
بعد ترکه از دکتر می پرسه: آقای دکتر! بعد از اینکه گچ دستمو باز کنم آیا می تونم سنتور بزنم؟
دکتر می گه: البته، حتماً.
ترکه میگه: چه عالی! چون قبلاً نمی تونستم!
بی نام
ترکه و دوستش داشتن با لگد می زدن تو شکم همدیگه.
يکی از اونجا رد میشده میگه: شما دو تا دردتون نمیگيره؟
ترکه میگه: نه پوتين پامونه!
بی نام
از یارو میپرسن معیار تو برای انتخاب ریاست جمهور آینده چیه؟
میگه: مطمئن باشم که تو خونهاشون دستشوئی دارن!!!!!
فرامرز
چنین گفت کوروش به محمود مشنگ
که ای چشم و ابرو و کاپشن قشنگ
که از شرم گفتار و کردار تو
جهان برهمه پارسیان گشته تنگ
زیارتی
ستاد اصلاح الگوی مصرف طی اطلاعیهای اعلام کرد: درسال اصلاح الگوی مصرف بهترين رئيس جمهور، همين بی مصرف است!!
مسعود
احمدی نژاد برای بازدید از یک تیمارستان رفته بود، موقع بازدید از روانپزشکه میپرسه: شما چطوری میفهمین یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز داره؟
روانپزشکه میگه: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میذاریم و از اون میخوایم که آب وان رو خالى کنه.
احمدی نژاد میگه: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را برداره چون بزرگتره.
روانپزشکه میگه: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را ورمیداره. شما گفتین میخواین تختاتان کنار پنجره باشه یا کنار دیوار!!؟
بشارتی
خدایا پس چرا من زن ندارم؟
زنی زیبا و سیمینتن ندارم؟
دوتا زن دارد این همسایه ما
همان یکدانه را هم من ندارم
آژانس ملکی امشب گفت با من:
مجرد بهر تو مسکن ندارم
چه خاکی بر سرم باید بریزم؟
من بیچاره آخر زن ندارم!
خداوندا تو ستارالعیوبی
و بر این نکته سوءظن ندارم
شدم خسته دگر از حرف مردم
تو میدانی دل از آهن ندارم
تجرد ظاهرا عیب بزرگیاست
من عیب دیگری اصلا ندارم!
خودم میدانم این “اصلا” غلط بود
در اینجا قافیه لیکن ندارم
تو عیبم را بپوش و هدیهای ده
خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟
اگر او را فرستی دیگر از تو
گلایه قد یک ارزن ندارم!
زیارتی
در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران، شرکت چیتوز اعلام کرد: هرگونه شباهت عکس میمون روی محصولات این شرکت و عکس رئیس جمهوری تصادفی بوده و جنبه تبلیغاتی برای وی ندارد!!!!
صفاری
ترکه میخواسته زنشو نصیحت کنه میگه: هر وقت تو دستشویی یه سوسک دیدی فوراً با دمپایی فورا نزن تو سرش، بی توجه از کنارش رد شو، این کار از صدتا فحش براش بدتره!!!
مسعود
ستاد انتخاباتی احمدی نژاد اعلام کرد: در صورت انتخاب شدن مجدد و در جهت حمایت از ستاد اصلاح الگوی مصرف، در دوره چهار ساله آینده نیز از همان کاپشن همیشگیام استفاده خواهم کرد!!!
مهیار
اتوبوسی که در حال سقوط به دره است رانندهاش را عوض نمیکنند..
ستادانتخاباتی محمود احمدی نژاد!!
ریاحی
از احمدی نژاد میپرسن: فکر میکنید توی انتخابات این دفعه کیها به شما رای بدن؟
احمدی نژاد میگه: دفعه پیش که من اونهمه رای آوردم همه گفتند یه مشت گاو و الاغ به من رای دادن!! و من به شما بگم. این بار هم روی همونها حساب میکنم!!
سماواتی
طبق آخرین تحقیقات: شانس برنده شدن در انتخابات ریاست جمهوری ایران به مراتب از شانس برنده شدن جایزه در لوتو آمریکا بیشتر است.
پس مهم نیست کی هستی و چه غلطی میتونی بکنی. فقط برو ثبت نام کن!!!
بردبار
ترکه اعلام میکنه: من هم خودم رو برای انتخابات کاندید میکنم.
ازش میپرسند دلیلات چیه؟
میگه: آخه شما نیگا کن. هر خری پا شده خودشو کاندید کرده دیگه!!!!!!
دوانی
لطفاً صدای کامپیوتر خود را تنظیم کنید.
نراقی
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
بعداز شیوع آنفلانزای خوکی و ایجاد رعب و وحشت آن در جهان، متخصصان متعهد کشورمان به جهت کم کردن روی جهانیان، موفق به ساختن آنفلانزای احمدی نژاد شدند!!
متقی
حزب اللهیه به ترکه میگه: من نمیدونم چطور ممکنه مردم یه کشور بتونن اینقدر نسبت به رییس جمهورشون کینه داشته باشند. اگه نیگا کنی میبینی توی اکثر جوکها و مطالبشون میگن احمدی نژاد مثل میمونه. بنظر تو این یک توهین نیست؟
ترکه میگه: راست میگی والا. آخه چطور مردم میتونن اینقدر به میمون زبون بسته توهین کنن!!!!!؟
نراقی
ترکه میره اداره استخدام بشه، مامور گزینش بهش میگه: برادر! اسم ائمه اطهار رو بگو…
ترکه هم شروع می کنه به گفتن: علی، حسن، حسین، ابوالفضل، زین العابدین، محمدباقر، جعفر صادق، موسی کاظم، امام رضا، محمد تقی، علی النقی، حسن عسکری، امام زمان.
ماموره میگه: نه، اینها که شما گفتین میشه سیزده تا، یک نفر رو که اسم بردی جزو امامها نیست. کدومشون امام نیست؟
ترکه میگه: آقا، علی که امام اصلیه، حسن و حسین هم که معلومه امامند، ابوالفضل هم که از همه مهمتره که همه اینها رو نگه داره، اصلاً میدونی چیه، از اون علی نقی، ممد تقی یکی شون رو خط بزن بشن دوازده تا!!!!
یاوری
از رشتیه میپرسن شما تو خونهاتون بیشتر از همه چی مصرف میکنین؟
رشتیه میگه: وایگرا!!!
میگن: چه طور مگه؟
رشتیه میگه: آخه من هر روز یه شیشه درسته میگیرم، نمیدونم چهجوری ولی فردا که میرم خونه، میبینم هیچی ازش نمونده!!
ضرابی
خدا بعداز اینکه آدم رو خلق کرد، دستشو زد به کمرش و یه نگاه حسابی به آدم کرد، بعد گفت: حتماً بهتر از اینم میتونم خلق کنم! بعدش حوا رو خلق کرد!!!!
مهران
قاضی رو به زنه میکنه میپرسه: خانم شما چند سالتونه ؟
زنه میگه: 25 سال آقای قاضی!
قاضی میگه: خب حالا بفرمائید چند ساله که 25 سالتونه؟
جلالی
خبر روز: بعداز سالها تلاش و پیگیریهای فراوان. دانشمندان و متخصصین ترک بالاخره موفق شدند نوعی نون بربری تولید کنند که اثرات نامطلوب لهجه را در آنها ایجاد نکند!!!
ضرابی
معلم فلسفه یک صندلی میذاره وسط کلاس و به شاگردان میگه: شما باید یک مقاله بنویسید و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد!!!
یکی از شاگردان دو کلمه مینویسه و ورقهاشو میذاره رو میزش و بعداز اینکه معلم ورقه ها را تصحیح میکنه اون بهترین نمره رو میگیره!!!!
اگه گفتین چی نوشته بوده؟
…
…
…
…
…
…
نوشته بوده: کدوم صندلی؟
بی نام
دکتر به مریض: من یک خبر بد و یک خبر خوب برای شما دارم!
مریض: آقای دکتر خبر بد چیه؟
دکتر: اینه که شما ایدز گرفتین.
مریض: و خبر خوبتون چیه؟
دکتر: اینه که شما آلزایمر هم دارین بنابراین بزودی یادتون میره که ایدز دارین!!
فرهادی
رشتیه مهمون داشته، شب که میرن بخوابن چراغ اتاق خواب رو روشن میذاره.
زنش میگه: مرد چرا جراغ رو روشن گذاشتی؟
رشتیه میگه: خواستم اگه نصف شب کسی اومد تو اتاق، تو رو با من اشتباه نگیره!!!
فرزادی
زنه میاد خونه به شوهرش میگه: ببین میشه این ماشینو ببری تعمیرگاه نشون بدی؟
شوهر میگه: چرا مگه چی شده؟
زنه میگه: من نمیدونم این ماشین چهشه که هی مرتب میخوره به در و دیوار!!؟
اقبالی
آن هاله نوری که به دور سر ما بود
البته به مرگ پدرم کار خدا بود
ده سال به درگاه خدا ناله نمودم
این نور گمانم هم از آثار دعا بود
نالیدم و نالیدم و نالیدم و دیدم
آمد ملکی بال و پرش زرد و سیا بود
در دست چپش لامپ، به دست دگرش سیم
آماده تنظیم امور علما بود
بر دور سرم هاله ای از نور بچسباند
یک هاله که انگار یه بشقاب طلا بود
برخی به غرض زیر سوالم بکشیدند
گفتند که آن نور چرا رنگ حنا بود
برخی گله کردند هم از روی حسادت
گفتند در آن نصف شبی نور کجا بود
القصه در آن یو ان و در آنسوی دنیا
آن هاله دور سرم انگشت نما بود
از پشت تریبون نظری کردم و دیدم
مبهوت سخنهام نگاه روسا بود
کس جرات برهم زدن پلک ندارد
انگار که زنبور خرک توی هوا بود
وقتی که به مصباح من آن قصه بگفتم
فرمود که آن هاله که بر گرد شما بود
یا از اثر اشک و دعاهای شبانه
یا از اثر تیر به مغز ” کفرا” بود
بسیار زدم تیر به کفار و منافق
نورانی از آن کار شدم. حق با آقا بود
سیامک -اثر حسین پویا
یارو داشته تو خیابون میرفته، یه پیره زن رو میبینه که یک دسته گل خیلی بزرگ دستش و با سختی داره میبردش. بهش میگه مادر میخوای کمکت کنم؟
پیره زنه میگه: نه پسرم خودم میتونم ببرمش.
یارو میگه: این گلها رو بچههات برای روز مادر بهت هدیه دادن؟
پیر زنه: نه، اینارو من برام مادرم هدیه خریدم!
یارو فکر میکنه پیر زنه میخواد بره قبرستون با شک میگه: ننه مادرتون الآن کجاست؟
پیر زنه: مادرم پیش مادربزرگم زندگی میکنه!!!
سرافراز
کردان با مدرک دکترای آکسفوردش که رفت! علی دایی را هم که بیرون کردند! یوزارسیف هم که تموم شد! اگه احمدی نژاد هم رای نیاره پس میخواین به اس ام اس ها و جوکهای کی بخندید؟!
ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد
مرداویج
اصفهانیه یه رستوران باز میکنه ولی هر روز ظهر خودش میرفته بیرون غذا میخورده میگن بابا چرا همینجا غذا نمیخوری میگه: آخه پدرسوخته خیلی گرون میده!!
فرهادی
يكی از جاهلهای قدیمی دبش تهرون به اسمه آق اسمال تصميم ميگيره بياد آمريكا. دوستاش ميگن نرو آمريكا مگه نشنيدی تو آمريكا پرونده همه را پيشاپيش دارن، تكون بخوری «سیا» بالاسرته.
آق اسمال فكری ميكنه و ميگه: نه بابا اينا همش حرفه، شايعه است اخه از كجا منو ميشناسن.
بهر صورت آق اسمال میاد آمريكا. هنوز دو سه روز نگذشته که رفقاش تو قهوه خونه ميبينش!!
ازش ميپرسن: هان چطور شد؟ تو كه هنوز نرفته برگشتی!؟
آق اسمال ميگه: وای، از آمريكا نگو كه هر چه راجع به «سیا» ميگن راسته!! هنوز نرسيدی مشخصاتتو به همه ميدن.
من وقتی رسيدم فرودگاه نيويورك تشنهم شد رفتم توی يه قهوه خونه «استارباکس» که توی فرودگاه بود, توی صف كه بودم نفر جلوم يه آمريكائی بور و زاغ بود، همينكه رسيد به صندوقدار، برگشت عقب تا منو ديد به صندوقدار گفت «اسمال لاته»!! آقا تا اينو شنيدم زدم بيرون و از ترسم با اولين پرواز برگشتم!!
بینام
Small latte
رشتیه میاد خونه، با عصبانیت به زنش میگه: این کفشای دم در مال کیه؟
زنه میترسه هیچی نمیگه.
رشتیه با عصبانیت بیشتر داد میزنه: گفتم این کفشا مال کیه؟
زنه بیشتر میترسه هیچی نمیگه.
رشتیه میگه: فقط میخواستم بگم کفاشای عالیه، من اینارو با کفشای خودم عوض میکنم، اگه صاحبش بعداً اومد دنبالش، نگو من ورداشتم، بگو حتماًً یکی بجای کفشای خودش پوشیده رفته!
صحرایی
یارو میره پیش دکتر میگه: آقای دکتر کمرم خیلی درد میکنه.
دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه: خب، میتونی بگی از کی کمر دردت شروع شد؟
یارو میگه: من شبا کار میکنم. امروز صبح یک کمی زودتر رفتم خونه، وقتی وارد خونه شدم، یه صداهایی از اتاق خواب میومد! رفتم تو اتاق، فهمیدم که یکی با زنم بوده!! در بالکن هم باز بود، سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی اونجا نبود ولی پایین رو که نیگا کردم، یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال هم داشت لباس میپوشید. منهم یخچال را که روی بالکن بود بلند کردم پرت کردم به طرف یارو!!
از همون موقع کمر دردم شروع شد.
مریض بعدی میاد توی اتاق دکتر و خیلی حالش بد بنظر میآمد، دکتره بهش میگه: بگو ببینم تو چه اتفاقی برات افتاده؟
یارو میگه: والله آقای دکتر من تا امروز بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود. ولی من یادم رفته بود که ساعت رو کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم.
برای همین تند از در خونه زدم بیرون و درحالیکه داشتم میدویدم داشتم لباسهام رو هم میپوشیدم، اما باور نمیکنید، یهو نمیدونم چی شد ولی یه یخچال از بالا افتاد روی کلهام!
مریض بعدی که حال و روزش از دوتای قبلی خیلی بدتر بود یهو میاد تو اتاق.
دکتره در حالی که خیلی تعجب کرده بوده میگه: اوه اوه چی شده تو دیگه چه بلایی سرت اومده؟
خب، آقای دکتر چی بگم، فقط همینقدر بگم که من روی یخچال توی بالکن نشسته بود که یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرت کرد پایین!!!
فراهانی
اقدس به غضنفر: مرد پاشو برو سر کار چرا تا لنگ ظهر خوابیدی؟
غضنفر: زن، به من الهام شده که خدا نمیخواد من برم سر کار!
اقدس: مرد این مزخرفها چیه پاشو برو.
غضنفر: نیگا کن ببین ماشین پنچره، نگفتم حتماً خدا نمیخواد برم سر کار!!
اقدس: مرد چرا حرف بیخود میزنی، این ماشین الآن یکماهه که پنچره تو هم هر روز همینو میگی!!
یادگاری
ستاد اصلاح الگو مصرف اعلام کرد: با تصویب دولت و اجازه از مقام معظم رهبری, برای اصلاح الگو مصرف از این به بعد مردم می توانند در منازعات و مشاجرات و دعواهای روزانه, بجای استفاده از خواهر و مادر طرف مقابل, بطور بی رویه, از خواهر و مادر مقامات دولتی به حد دلخواه استفاده نمایند!
مرادی
از ترکه میپرسن: تو میدونی قزوینیها بیشتر کجای تهرون زندگی میکنند؟
میگه: چهار راه جهان کودک!!
شیرازی
دولت اعلام کرد، برای بالا بردن سطح اصلاح الگوی مصرف: از این به بعد در زمستان گاز بخواهیم داشت، در بهار برق نداريم، در تابستان آب نخواهيم داشت و در پاییز هم فعلاً تلفن نخواهیم داشت!
نراقی
از ترکه میپرسن: میدونی چرا در قدیم شهرها دروازه داشتن؟
میگه: خوب آخه گدیم همه فوتبالیست بودن!!
شیرازی
ترکه میخواسته به دوست دخترش حرفهای مثلاً رمانتیک بزنه میگه: مهم این نیست که قشنگ نیستی، قشنگ اینه که مهم نیستی!!
سینایی
زن به شوهر: آخ نمیدونی چه خواب خوبی دیشب دیدم!؟
شوهر: چی خواب دیدی؟
زن: خواب دیدم تو بهشت هستم، همه چیز عالی و زیبا و …
شوهر: خوب چرا همونجا نموندی!!؟
داوودی
ستاد اصلاح الگوی مصرف قزوین طی درخواستی از وزارت کشور رسماً خواستار تحویل آقای رئیس جمهور بعداز پایان دوره ریاست جمهوری خود شد، تا اهالی محترم قزوین استفاده صحیح در اصلاح الگوی مصرف را به دیگر شهروندان کشورمان نشان دهند!!
شجونی
سازمان بهداشت کشور اعلام کرد: هرگونه پیراهن بینایی با مارک های محمد, عیسی یا موسی تقلبی میباشد و فقط مارک ابراهیم مورد تأیید این سازمان میباشد!!
دیانی
یارو غضنفر رو میبینه یک بسته بزرگ لوبیا خریده داره میره، میگه: غضنفر، چیه، چرا اینقدر لوبیا خریدی؟
غضنفر ميگه: لوبيا خیلی خوبه، كلی خاصيت داره!
یارو ميگه: بابا نخور غضنفر جون! اينقدر لوبيا نخور! لوبيا مغز رو خراب ميكنه!!
غضنفر ميگه: این حرفها چیه، هر کی گفته، الکی گفته، من يك رفيق داشتم، هرچی پول درمياورد، ميداد لوبيا میخرید و میخورد. مغزش هم خراب نشد! حتی ماشينش رو فروخت، لوبيا خريد و خورد، بازم مغزش خراب نشد! خونشو فروخت، لوبيا خريد و خورد، بازم مغزش خراب نشد!!
سیامک
رشتیه داشته میآمده خونه، میبینه بچه همسایه از خونهاشون داره میاد بیرون. میره تو با عصبانیت به زنش میگه: چیه، اینجا چه خبره، چشمم روشن بچه همسایه اینجا چیکار داشت!؟
زنش خونسرد میگه:اومده بود موبایل باباشو که جا گذاشته بود، ببره!
رشتیه میگه: آهان، خیالم راحت شد!!!
زرین
آخرین نظر داده شده