رشتیه به زنش میگه: خانوم جان، شب عروسیمون یادته؟
زنش با ناز میگه: آره، چقدر جات خالی بود!!
سازگار
_______________
… خداوند مرد را بیافرید، و خداوند دید مرد تشنه است،
و خداوند آب را بیافرید. و خداوند دید مرد در ظلمت و تاریکی است.
و خداوند نور را بیافرید. و خداوند دید مرد در سرما است.
و خداوند خورشید را برای گرم کردن او آفرید. و خداوند دید مرد گرسنه است.
و خداوند انواع خوراکی ها را برای او آفرید. و خداوند دید که مرد دیگر هیچ مشکلی ندارد.
و خداوند زن را آفرید!!!
اولی: چرا اینقدر ناراحتی؟
دومی: آخه دیروز امتحان داشتیم، خیلی خیلی سخت بود! امروز هم نمره ها رو دادند.
اولی: چی شد، شاگرد سوم شدی؟
دومی: اینقدر امتحان سخت بود که اصلاً ده نفر اول نداشتیم!!!
از ترکه میپرسن: اگه بین فلسطینی ها و اسرائیلیها جنگ بشه، حاضری برای جنگ با کفار و رسیدن به شهادت بری اونجا؟
ترکه میگه: شما شنیدین یک چیزایی در مورد ترکا میگن، ولی نه اینقدر!!!!!!!
حسنی
_______________
ترکه رو میخواستن اعدام کنن، میگن: آخرین حرفت رو بزن.
میگه: بر پدر و مادر اون کسی لعنت که بزنه زیر چهار پایه!!!
سارا
_______________
قبل از ازدواج
مرد قبل از خواب به حرف هایی فکر میکنه که به اون گفتی
و بعد از ازدواج
مرد قبل از این که بخوای حرفی بهش بزنی خوابش برده
مجردها بیشتر از متاهل ها درباره زنها اطلاع دارند، چون اگر نداشتند آنها هم تا حالا ازدواج کرده بودند!
يك روز يك تركه ماشينش پنچر ميشه شروع ميكنه به فوت كردن از تو اگزوز.
یک لره رد ميشده، ميگه: همين كارا رو میکنین كه بهتون ميگن ترك ديگه!! آخه مگه نميبينی پنجره پايينه!!!
مرضیه
_______________
از یارو میپرسن: تو از زنهای پرچانه و وراج خوشت ميآيد؟
یارو میگه: مگر تو، زن جور دیگه ای هم ميشناسی؟
ترکه سر چهارراه از پشت میزنه به یک بنز آخرین سیستم، تا راننده بنز میاد پایین، ترکه شروع میکنه به گریه و زاری و میگه من زن و بچه دارم، پول ندارم، … ببخشید.
یارو هم قبول میکنه میره سوار ماشینش میشه راه میافته میره.
سر چهارراه بعدی دوباره ترکه از پشت میزنه به همون بنزه. بعد سرشو از شیشه میاره بیرون میگه: منم، منم، برو!!!!
ترکه دستش شکسته بوده، میره دکتر، دستشو گچ میگیرن.
ترکه بعدش می پرسه: آقای دکتر بعداز اینکه گچ دستمو باز کنم آیا میتونم سنتور بزنم؟
دکتر میگه: البته، حتماً.
ترکه میگه: چه عالی!! چون من قبلاً نمیتونستم!!!
نصیحت یک دوست: هميشه سعی كن تو زندگيت اميدوار باشی، هيچ وقت غم و حسرتِ چيزی رو كه نداری مثل: عقل، انسانيت، درك، شعور، فهم و چيزايی از اين قبيل رو نخوری!
بچه: بابا، مگه، خمينی تو دريا غرق شد؟!
بابا: نه بابایی، تو تهران فوت کرد، همونجا هم دفن شد.
بچه: بابا، پس چرا همه مردم روز مرگ خمینی، ميرن شمال؟!!
خداداد
_______________
ترکه تو صدا و سیما کار میکرده، بعداز مدتی میندازنش بیرون.
میپرسن: چرا انداختینش بیرون؟
میگن: آخه وسط اذان، پیام بازرگانی پخش میکرد!!
از علی دائی میپرسن: تیم فوتبال ایران برای حضور در مسابقات جام جهانی چه کار اساسی باید انجام بده؟
علی دائی: من تصور میکنم بهترین کار خرید بلیط مسابقات باشه!!!
هنگامه
_______________
به ترکه میگن بابات مرد.
میگه: نه بابا، دیشب اومد تو خوابم، تکذیب کرد!!
زن: اوه! نیگا کن ببین این پشه چه جوری پامو زخم کرده!!
شوهر با بیحوصلگی: ببین محض رضای خدا دیگه بس کن، این لوس بازیها مال وقتی بود که هنوز ازدواج نکرده بودیم!!!
ترکه سوار موتورش بوده، دوست دخترش رو هم ترکش سوار کرده بوده، داشتن توی خیابون می رفتند.
دختره با عشوه میگه: این چشات مال کیه؟ مال منه،
بعداز چند لحظه دوباره با عشوه میگه: این لبات مال کیه؟ مال منه،
بعداز چند لحظه دوباره با عشوه میگه: این قلبت مال کیه؟ مال منه…
یهو ترکه موتورو پارک میکنه پیاده میشه، دختره رو هم یپاده میکنه، میگه: اگه بخوای همینجوری پیش بری حتماً میگی این موتورهم مال توه!!!!
دختربچه: مامان، معلممون امروز ازم پرسيد، خواهر يا برادر ديگه ای ندارم که بخواد بیاد مدرسه.
مادر: چه معلم مهربونیه، حتماً خیلی بهت علاقه داره، خب وقتی بهش گفتی تنها بچه ما هستی، چی گفت؟
دختربچه: هیچی، فقط گفت: خدا رو هزار بار شکر!
خامنه ای میمیره میبرنش جهنم.
میگه: اهه چرا منو آوردین اینجا من باید برم بهشت، پیش خمینی و …
میگن: خوب تقصیر خودتونه، از بسکه شهید ساختین و هی همه رو بزور مسلمان کردین، دیگه بهشت پر شده جا نداره، خیلی هم جوش نزن، آقات هم با همه نوچه هاش همینجاست!!!
Recent Comments