مه 31
از رفسنجانی میپرسن: نظرت راجع به رئیس جمهور چیه؟
میگه: تا اینجاش که خیلی خوب جلو اومده، اگه این قدم آخر رو هم ور داره دیگه کارش تموم تمومه.
میگن: یعنی چی؟ میشه توضیح بدین.
میگه: اولش، هولوکاست رو انکار کرد، بعدش، ساختن بمب اتمی رو انکار کرد، حالا فقط مونده که خدا رو هم انکار کنه، اونوقت اونم مثل ما میشه آیت الله!!!
افراسیاب
مه 29
تو قزوین زلزله میاد، بچه از طبقه بالا میافته روی قزوینیه.
قزوینیه میگه: خدا رو شکر هنوز زلزله تموم نشده، کمکهای مردمی رسید!!!
مریم
مه 28
از یه ترکه میپرسن: شما ترکین؟
میگه: خب این که دلیل نمیشه!!
خداداد
_______________
یه روز یه مگسه داشته دور سر یه ترکه وز وز میکرده!
ترکه بهش میگه: تو رو جون هر کی دوست داری برو یه حای دیگه! باز فردا برامون جوک در می آرن ها!!
خداداد
مه 27
بچه ترکه، يه آخوند میبينه، بهش ميگه: يعنی واقعاً اینقدر سرت درد میکنه!؟
سروناز
مه 26
از ترکه میپرسن: صبحونه چی می خوری؟
میگه: نوشابا با تیلیت.
میپرسن: ظهر ناهار چی میخوری؟
میگه: نوشابا با تیلیت.
میپرسن: شام چی می خوری؟
میگه: نوشابا با تیلیت.
میپرسن: اصلا ولش کن، بگو اوقات فراغتت رو چیکار می کنی؟
میگه: میشینم نون خورد می کنم واسه تیلیت!!!
فرشاد
مه 25
به یه ترکه میگن: بابا یه کاری بکن، ننه ات از بالای پشب بوم با سر افتاد روی ماشین همسایه اتون!!
ترکه میگه: ولش کن بابا، حق شه. من ده دفعه به این همسایهه گفته بودم، بغل خونه ما پارک نکن!!!
فرزانه
مه 24
به یک ترکه دوتا انگشت نشون میدن، میگن: این چند تاست؟
میگه: کدوم یکی!؟
ظریفه
_______________
به يارو می گن چقدر شما زشتین؟
یارو ميگه: موقعی كه كوچيك بودم تو بيمارستان منو عوض كردن!!!
فرامرز
مه 23
از ترکه میپرسن: اگه توی اتوبان در حالیکه داری با سرعت 130 کیلومتر میری، یک آخوند رو با سر از شیشه ماشین بندازی بیرون چی میشه؟
میگه: خوب معلومه، پلیس راه بخاطر ریختن آشغال توی اتوبان جریمه ات میکنه!!
فریبا
مه 22
نصیحتی از يك آدم داغ ديده: هرگز به علامت آبی و قرمز روی شير توالت اعتماد نكن!!
صبا
مه 21
پسره: من تا ۲۵ سالم نشه ازدواج نمیکنم
دختره: منم تا ازدواج نکنم ۲۵ سالم نمیشه
تارا
مه 20
ترکه داشته توی خیابون میرفته یهو داریوش خواننده رو میبینه، هول میشه میگه: آقای داریوش شما که صداتون اینقدر خوبه چرا یک کتاب چاپ نمی کنید!؟
مازیار
مه 19
تو قبرستان اردبیل یه روز یه یارو داشته با قلم و چکش روی سنگ یک قبر چیز مینوشته، یکی که داشته رد میشده، میگه: آقا داری چیکار میکنی؟
یارو میگه: من مامور ثبت احوالم، این مرحوم وقتی زنده بود اومده بود که اسمش رو تغییر بده، حالا با اون موافقت شده، من دارم اسم درخواستی اشو می نویسم!!!
مسغودی
مه 18
ترکه داشته پسرش رو نصيحت ميكرده که زن بگیره. پسره میگه: آخه واسه چی باید زن بگیریم؟
ترکه میگه: خوب، وقتی شب خسته از سر کار میآی لازمه، یکی تو خونه باشه که گند بزنه تو اعصابت!!!
ترانه
مه 17
ترکه میره دکتر، دکتره میکه: خوب بگو ببینم ناراحتی ات چیه؟
ترکه میگه: آقای دکتر نمیدونم چرا صبحها که از خواب پا میشم دیگه خوابم نمیبره!!!
جلالی
_______________
یه یارو میره پیش دکتر(که ترکه بوده) میگه: آقای دکتر فکر کنم من سنگ دارم!
دکتر(ترکه) هم میگه: خوب جانم، عقب عقب برو اونجا خالی کن!!!
خندان
مه 16
اولی: چرا عينكت شيشه نداره؟
دومی: آخه چشم هام ضعيف نيست، بدونه شيشه هم میتونم ببينم!!
خسرو
مه 15
بچه: مامان، شاهزاده با اسب سفيد يعني چی؟
مامان: یعنی یه خری مثل بابات!!!
سهیلا
مه 12
زن: عزیزم، نظرت راجع به این سالاد الویه چیه؟
مرد: خیلی خوشمزه است. یک مغازه جدید پیدا کردی!؟
سیروس
_______________
دوتا خانم داشتند با هم صحبت میکردند. یکی اشون که ازدواج کرده بوده به اون یکی میگه: فکرشو بکن دیروز یکی توی فروشگاه منو دوشیزه خانم صدا کرد!!!
اون یکی میگه: خوب بابا حق داشته دیگه، اون فکر کرده آخه کی ممکنه تو رو گرفته باشه!!!
لادن
مه 11
يه هليکوپتر میره یه دهی نزدیک اردبیل، مردم میگن: سر و صدا نكنيد، تا زنده، بگیریمش!!
اصغرآقا
_______________
تركه ديش ماهواره نصب ميكنه، بعد برای اينكه بهش گير ندن، روش مينويسه كولر پارس!!!
مجتبی
مه 10
آخونده تو مراسم ختم صحبت میکرده، میگه: …این مرحوم دکتری محترم و نیکوکار بوده و حتی بیماران بی بضاعت رو بدون اینکه حق ویزیت بگیره معالجه میکرده و حتی گاهی هم پول دواهای آنها رو خودش میداده و …
تا اینکه یکی میره در گوش آخونده میگه: حاج آقا، اون مرحوم دکتر ادبیات بوده نه دکتر طب!!!!
مرادی
مه 09
ميدونی مزایای مجرد بودن چيه؟
اینه که، از هر طرف تخت که عشقت بکشه ميتونی بيای پايين!!
نادیا
مه 08
یه دختر رشتی، به دوست پسرش که تهرونی بوده میگه: تو بعد از ازدواج هم منو همینقدر دوست خواهی داشت؟
پسره میگه: اگه شوهرت گیر نده، آره!!!
فرزانه
مه 07
زن: عزیزم، نمیتونی حدس بزنی برای جشن تولدت چه چیز جالبی خریدم!!!
مرد: خیلی ممنون!! خب بگو ببینم چی برام خریدی!؟
زن: صبر کن، الآن میرم میپوشم، میام!!!
تهرانی
مه 06
ترکه اسم بچه شو ميزاره حسين، بعد هر دو دقيقه يه بار ازش میپرسه: حسین جان، تشنه ات نيست؟
مرادی
مه 05
مرد: زن تو چرا رفتی باز سه دست لباس نو خریدی، آخه نمیگی من از کجا پولشو بیارم!؟
زن: عزیزم، میدونی من اصلاً آدم فضولی نیستم!!
افسانه
مه 04
ترکه به دوستش میگه: من یک دوست دارم که میگه، پدر پدر پدر پدربزرگ خودش رو دیده!!
دوستش میگه: حتماً دروغ میگه، همیچین چیزی امکان نداره!
ترکه میگه: نه دروغ نمیگه فقط زبونش میگیره!!!
سیامک
مه 01
ترکه با ماشينش میزنه به یه مغازه، هم مغازه هم ماشین ترکه داغون میشن.
بعد پلیس میاد، ترکه میره یواشکی یه پولی میده به پلیسه، میگه: جناب سروان یه جوری بنویس بگن تقصیر مغازهه بوده!!!
اسماعیلی
Recent Comments