فوریه 29
به پيرزنه ميگن: شوهرت بديم يا بفرستيمت مکه؟
ميگه: ننه مکه که فرار نمی کنه!
داداشی
_______________
صاحبخانه خیلی آرام پای تلفن میگه: الو، آقای پلیس کمک کنین، یکنفر غریبه وارد خونه ما شده.
پلیس: شما مطمئن هستید؟
صاحبخانه: میخوایین گوشی رو بدم با خودش صحبت کنین.
داداشی
فوریه 27
به عقیده اصفهانی ها خنده از گریه بهتر است، چون موقع خندیدن انسان نم پس نمیدهد!
شهریار
_______________
یک اصفهانیه میره توی دفتر یکی از این روزنامه های فکاهی و میگه: اگه شوما دست از نوشتن خسیسی اصفهونیا برندارین، منم دیگه نمیرم روزنامه اتون رو از همسادمون قرض کونم بوخونم!!
شهریار
فوریه 25
يارو ميره خواستگاری، بابای دختره ميگه: من برای مهريه دخترم هزار سكه طلا ميخوام!
يارو ميگه: خيلی زياده، ما قبل از اینجا، رفتیم چهارتا خونه پایین تر یه دختر پيدا كردیم، فقط 14 تا سكه مهریه اشه، تازه حامله هم هست!!!
سینا
فوریه 24
رمز فهمیدن وقت دقیق به روش ایتالیایی!!!
بی نام
فوریه 22
یک آدم خوار داشته توی جنگل میرفته، میرسه به یک رستوران(البته مال آدمخوارها)
میره تو ، سر یک میز میشینه.
آشپز میاد و لیست غذا را میذار سر میز.
یارو نگاه میکنه میبینه نوشته:
توریست خام: 5000 تومان
مُبلِغ مذهبی آب پز: 10000 تومان
ساندویج کارشناس جنگل: 15000
کباب خامنه ای یا احمدی نژاد: 100000 تومان
آدمخواره آشپز را صدا میکنه و میگه: چرا قیمت خامنه ای و احمدی نژاد اینقدر زیاد تر از بقیه غذاهاست؟
آشپز میگه: نه بگو ببینم، تو تا حالا سعی کردی یکی از اینها را تمیز کنی؟ میدونی چقدر کثافت و آشغال و … دارند!!
بی نام
فوریه 21
پیرمردی هفتاد ساله، جشن تولد خودش را گرفته بود. عکاسی که از مراسم تولد عکس میگرفت، با خنده به پیرمرد گفت:انشاءالله وقتی صدمین سال تولدتون را جشن میگیرد منم باشم و عکس بگیرم.
پیرمرد یک نگاهی به عکاس کرد و گفت: البته، حتماً، چون ماشاءالله شما خیلی سالم و جوان هستید.
داوود
فوریه 19
هدف از آفرینش لرها:
۱- ایجاد رعب و وحشت در بین حیوانات
۲- موجبات شادی برای آدمها
۳- قوت قلب دادن به ترکها!!
اکبر
فوریه 18
میدونید چرا ترکیه نمیتونه وارد اتحادیه اروپا بشه؟
بی نام
فوریه 15
يك نفر نصف شب ميره در خانه كدخدا را ميزنه و كدخدا خواب آلود در را باز ميكنه.
مردِ از كدخدا ميپرسه: ببخشيد كد خدا شما سيگار ميكشيد؟
كد خدا با عصبانيت ميگه: مرد حسابی نصف شب منو بيدار كردی ميپرسی سيگار ميكشم يا نه. و بعد با عصبانيت در را ميبنده و ميره.
چند دقيقه بعد دو باره صدای در خانه كدخدا بلند ميشه و كدخدا باز خواب آلود در را باز ميكنه و همان مرد دو باره ميپرسه: ببخشيد كد خدا شما پيپ چطور؟ ميكشيد؟
كدخدا دوباره عصباني میشه و به مردِ ميگه: آدم نفهم نصف شب مزاحم خواب من شدي كه سيگار ميكشم يا پيپ ميكشم؟ و هر چی از دهانش در می آيد به مردِ ميگه و ميره ميخوابه.
چند دقيقه ای كه ميگذره دوباره صدای در می آيد. باز كدخدا ميره و در را باز ميكنه و باز همان مرد را ميبينه، و ميگه ديگه چی ميخواهی؟
مردِ سوال ميكنه: ببخشيد كد خدا شما چپق چطور؟ چپوق نمی كشيد؟
كدخدا با عصبانيت زیاد ميگه: نه باباجان من نه سيگار ميكشم، نه پيپ و نه چپق.
مرد ميگه: خوب پس احتمالاً طويله اتون آتش گرفته.
بی نام
_______________
دو تا تنبل دراز كشيده بودن… يكيشون داشته خميازه می كشيده اون يكی میگه: داداش تا دهنت بازه لطفاً اون اصغر ما رو هم صدا كن .
بی نام
فوریه 14
یارو مریض بوده، میره دکتر. دکتر بعداز معاینات به خانواده اش میگه دیگه دیر شده و کاری براش نمیشه کرد، روزای آخر عمرشه، ببرینش خونه پیش خودتون باشه.
وقتی میرسن خونه یارو از زنش میپرسه: بالاخره دکتر چی گفت؟
زنش میگه: گفت هیچیت نیست فقط ضعیف شدی باید تقویت بشی.
یارو میگه: خوب پس اون گوسفندی رو که داریم بگو سر ببرند گوشتش را کباب کن بخورم یک کمی تقویت بشم.
زنش میگه: نه نه نه، اون گوسفند رو باید نگه داریم برای مراسم ختم!!
مراد
_______________
دوتا همسایه داشتند باهم حرف میزدند، اولی: چرا دیشب گربه اتون اینقدر سر و صدا میکرد؟
دومی: آخه بعد از اینکه قناری شما را خورد خیال کرد، مثل اون می تونه آواز بخونه!
مراد
فوریه 13
پسره به بابش میگه: بابا جون، موضوع انشاء ما «روابط پدر و مادر در خانه است». میخواستم بپرسم «بی شعور حمال» را چطور می نویسند؟!
شیده
_______________
مرد: عزیزم اصلاً دیگه نگران نباش، اگه بلایی سر من بیاد، آتیه تو تامینه، چون من خودمو بیمه عمر کردم.
زن: اتفاقاً نگرانی منم همینه که نکنه بلایی سرت نیاد!!!
امیران
فوریه 12
آيت الله مشکينی رابط امام زمان و بشريت اعلام کرد: جمهوری اسلامی به الله وصل است.
آگاهان ضمن تائيد اين نکته مهم گفتند اگر چنين نبود با اين کارهايی که احمدی نژاد می کند، حتما تا به حال مملکت شش بار دود شده بود و به هوا رفته بود!
مازیار
_______________
تركه خوابش سنگين بوده، تختش ميشكنه!
مهران
فوریه 11
از لره میپرسن: «عشاير ذخاير انقلاب هستن يعني چي؟»
ميگه: فکر کنم يعنی، نفت که تموم بشه، میخوان اونا رو صادر کن!!
مرتضی
_______________
تركه دکتر می شه، به مریضش قرص میده میگه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!
بی نام
_______________
اولی: سگ خيلی خوبی داری، … ميشه نزديكش شد؟
دومی: پس چی که میشه،… اگه نزديك نشی كه نمیتونه گاز بگيره!
کامران
فوریه 09
لطفاً صدای کامپیوتر خود را تنظیم کنید.
داریوش
فوریه 08
یارو: بچه جون چرا گریه میکنی؟
بچه: چون اگه یکدقیقه زودتر رسیده بودم از اتوبوس جا نمی موندم.
یارو: عجب، اما همچین گریه میکنی که انگار اتوبوس دو ساعت پیش رفته!!
لیلا
_______________
لره ميره سوپر ماركت ميگه: يه مايع ظرفشويی خوب بدين …..
صاحب مغازه ميگه: گلی خوبه؟
لره ميگه: مرسی، سلام ميرسونه!!
بی نام
_______________
قاضی به متهم: آيا وكيل مدافع برای خودت انتخاب كردی؟
متهم: خير آقای قاضی، تصميم دارم حقيقت رو بگم!
سالار
فوریه 07
موقع سینه زنی بوده، مداحه میگه: حالا چراغها رو خاموش کنید می خوایم بریم کربلا.
بعد از سینه زنی میگه چراغها رو روشن کنید.
میبینه همه با یک چمدون بدستشون وایستادن حاضر و آماده.
مداحه میگه: شماها لرین؟
میگن: نه ما ترکیم، لرها رفتند سوار اتوبوس شدند.
تیمور
_______________
معلم: خوب پسر بگو ببینم، ماه چه شكلیه؟
شاگرد: آقا اجازه، كرويه.
معلم: خوب بگو ببینم از كجا میدونی كه ماه كرويه؟
شاگرد: آقا اجازه اصلاً مكعبه، من حوصلهی جرو بحث ندارم هر چی شما بگین
کیکاووس
فوریه 06
مهمان: آقا تشريف دارند؟
مستخدم: نخير، رفتهاند مسافرت.
مهمان: براي تفريح؟
مستخدم: نخير، با خانم رفتهاند!!
کیانوش
_______________
آیا می دانید تنها 10 درصد مردان عقل دارند و 90 درصد بقیه زن!!
بی نام
_______________
اصفهانیه به کارگرش میگه: آمو ناهار و بیار، در مغازه رو هم قوفل کن.
پسر اصفهانیه که توی مغازه بوده میگه: آ بابا حقش بود که می گفتید، آمو در مغازه رو قوفل کن، آ بعد ناهار رو بیار.
اصفهانیه میگه: آ باریک الله، باریک الله، حقا که تو فرزند خلف خودمی!!!
پرویز
فوریه 05
مسافر اولی: آقا ببخشيد، … اين چمدانی كه داريد بالای سر من ميذاريد، ممكنه بر اثر حركت قطار روسر من بيفته.
مسافر دومی: نگران نباشيد، … توش هیچ چیز شکستنی نيست!
جواد
_______________
ترکه رفت داروخانه گفت: آقا یک شیشه از اون داروی تقویت مو بدید.
داروخانه چی: بزرگ یا کوچیک؟
ترکه: کوچیکشو بدید، آخه من از موی بلند خوشم نمیآد!
جواد
فوریه 04
وزارت كشور از مردم شهيد پرور خواست،
با توجه به قطع آب در تابستان، قطع گاز در زمستان و قطع برق در تمامی فصول و همچنين كمبود بنزين و افزايش تورم و فاصله طبقاتی،
با شركت در انتخابات مجلس، خريت خود را به جهانيان ثابت كنند!!!
بهروز
_______________
لره لخت میره جبهه، میگن: چرا لخت آمدی؟
میگه: مگر قرار نیست به دشمن تجاوز کنیم!؟
رامین
_______________
پسر: مامان، برم با رضا بازی كنم؟
مادر: نه مامان جون، مگه بهت نگفتم، رضا بچهی بديه، نميخواد باهاش بازی كنی.
پسر: مامان پس اجازه بده برم باهاش دعوا كنم!
شهرام
فوریه 03
صدای کامپیوتر خود را تنظیم کنید.
داریوش
فوریه 02
يارو میره اداره ثبت میگه اسم بچه اش و میخواد بذاره احمدی نژاد.
مامور ثبت احوال ميپرسه: مرد حسابی اين ديگه چه اسميه؟
یارو ميگه: آخه اين بچه 24 ساعته هی زر میزنه و هی میگه این حق منه اون حق منه!!!
هوشنگ
_______________
پس از سفر احمدی نژاد به شمال كشور برای حل مشكل گاز، برق اين مناطق هم بسلامتی قطع شد!!!
هوشنگ
فوریه 01
دو تا ترکه میرسن بهم، اولی میگه: حالت چطوره غضنفر؟ رنگ و روت پريده!
غضنفر میگه: اگر بدونی چه بلايی سرم اومده … دیسک كمرم عود کرده، … زخم معده ام بدتر شده … آرترز تمام مفاصلم را داغون کرده، … دکتر گفته کبدم دیگه کار نمیکنه، … سه بار تا حالا سکته قلبی کردم، … هفته پیش فهمیدند که سینوسهایم هم خیلی بد جوری چرک کرده، تازه از همه اينها گذشته خودم هم احساس می کنم حالم خوب نيست!!!
داود
_______________
یارو میره سخنرانی خامنه ای، دیر میرسه، از یکی که اونجا بوده میپرسه: خیلی وقته آقا داره صحبت میکنه؟
طرف میگه: تقريباً دو ساعتی میشه.
یارو میپرسه: دربارهی چی داره صحبت ميکنه؟
طرف میگه: هنوز معلوم نیست!
روزبه
Recent Comments