دسته‌بندی نشده | جوک و موک

جوک

دسته‌بندی نشده نظری داده نشده »

روزی یک دختر جوان سوار اتوبوس شد و کنار یک راهب با خدا و زیبا نشست و بی مقدمه از آن مرد با دین خواست که با وی س.ک..س داشته باشد… !!!!
مرد راهب با خجالت و شرم سریع جواب رد داد و پیاده شد…
راننده اتوبوس که شاهد ماجرا بود, به دختر گفت من میدانم چه طور میتوانی با آن راهب س.ک..س داشته باشی. این راهب نصفه شب ها میرود به قبرستان قدیمی و دعا میکند تا خداوند گناهانی که در گذشته انجام داده ببخشد و تو باید مثل فرشته‌ها لباس بپوشی و به او بگویی :خدا ان را بخشیده….
نیمه شب دختر آماده میشود و به قبرستان میرود و میبیند که راهب زانو زده و مشغول دعا کردن هست…
دختر گفت: ببين خدا دعایت رو شنیده و اگه میخوای بخشیده بشی باید با من س.ک..س کنی؟!
راهب ابتدا نگران شد ولی قبول کرد. وقتی کارشان تمام شد دختر پرید و ماسکش رو در آورد و گفت:سورپرایز!! منم همون دختر که صبح … , دیدی حریف من نشدی … من هر آنچه بخواهم را به دست میاورم.
راهب هم پرید ماسکش رو درآورد و گفت: سورپرایز!! منم همون راننده اتوبوسم…
ارسلان

VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 2.7/5 (3 votes cast)
VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 0 (from 0 votes)

جوک

دسته‌بندی نشده نظری داده نشده »

ترکه داشت بچش رو ميزد, بهش ميگن: بابا آخه چرا ميزنيش؟
میگه: برای اینکه فردا کارنامه اشو میگیره, منم که فردا نیستم دارم میرم تبریز!!!!
سلامت

VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 3.5/5 (2 votes cast)
VN:F [1.9.11_1134]
Rating: -1 (from 1 vote)

جوک

دسته‌بندی نشده نظری داده نشده »

زن و شوهری میرن باغ وحش تماشای حیوانات, تا اینکه به قفس گوریل ها میرسن
از اونجایی که باغ وحش خلوت بود مرده به زنش میگه بیا یه کمی سر به سر گوریل ها بزاریم
زنه میگه چطوری ؟
مرده بهش میگه: تو برو جلوی قفس اون گوریل نری که از همه بزرگتره و کمی پر و پاچتو بهش نشون بده
زن هم قبول میکنه و کمی دامنش رو میده بالا و گوریل با دیدن این صحنه هیجانزده میشه
مرد میگه حالا بیشتر تحریکش کن, بلوزت رو تا پایین سینه هات پایین بکش
زن بعد از اینکه این کارو میکنه گوریل شروع میکنه از این ور قفس به اون ور قفس رفتن و جیغ کشیدن
مرده بعد پیشنهاد میکنه که زنش دامنش رو کاملا بالا ببره تا گوریل به شدت تحریک بشه
گوریل با دیدن صحنه ای که زن براش خلق کرده بود دیگه کاملا از حالت عادی خارج شده بود و جیغهای ممتدی میکشید
در این لحظه مرد زنش رو میگیره ، در قفس رو باز میکنه ، زنش رو به داخل هل میده و بهش میگه :

حالا به گوریل بگو که سرم درد میکنه و حوصله ندارم !!
رنجبری

VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 5.0/5 (3 votes cast)
VN:F [1.9.11_1134]
Rating: +4 (from 4 votes)

جوک

دسته‌بندی نشده نظری داده نشده »

پدر و پسر در این دور و زمان,
پدر: خوب پسرم, فکر کنم الان دیگه وقتشه یه خورده راجع به مسائل جنسی صحبت کنیم.
پسر: باشه, حالا چی میخواین بدونین!!!
کریمی

VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 4.0/5 (3 votes cast)
VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 0 (from 0 votes)

جوک

دسته‌بندی نشده نظری داده نشده »

قدیما یکی چشم می‌خورد واسش تخم‌مرغ می‌شکستن،
الان یکی تخم‌مرغ می‌خوره چشمش می زنن.
رها

VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 3.0/5 (2 votes cast)
VN:F [1.9.11_1134]
Rating: -1 (from 1 vote)

جوک

دسته‌بندی نشده نظری داده نشده »

یه روز یه پدری که پسرش درسش تموم شده بوده, هیچی هم بارش نبوده! زنگ میزنه به دوستش میگه : دمت گرم, اگه میشه یه کاری واسه این پسر ما دست و پاکنی ممنونت میشیم.
یارو میگه : میخوای وزیرش کنم ؟
باباهه میگه : نه بابا اون خیلی زیاده..
یارو میگه : میخوای سفیرش کنم؟
باباهه میگه : اوه نه…
یارو میگه : میخوای وکیلش کنم ؟
باباهه میگه : نه بابا, اگه میتونی یه جایی کارمندی چیزیش کن
یارو میگه : شرمنده اون دیگه سواد میخواد!!!!!!
داداشی

VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 3.7/5 (3 votes cast)
VN:F [1.9.11_1134]
Rating: +3 (from 3 votes)

جوک

دسته‌بندی نشده نظری داده نشده »

یکی از دوستام تعريف ميكرد مامانم وقتی نماز ميخونه با هر الله اكبر بلندی كه ميگه يه منظور داره, اون موقع من هم چك ميكنم
زير گاز خاموش باشه، آیا كسی در ميزنه، چراغ جايی روشن نمونده باشه و…!
يه روز با وجود اين كه همه اينارو نگاه كرده بودم بازم الله اكبر مامانم ادامه داشت،
وقتی نمازش تموم شد با عصبانيت گفت: مگه كوری نميبينی گرممه ميگم کولر رو روشن كن….!!!!
ستاره

VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
VN:F [1.9.11_1134]
Rating: +3 (from 3 votes)

فایل صوتی

دسته‌بندی نشده نظری داده نشده »

لطفاً صدای کامپیوتر خود را تنظیم کنید.
انوشه

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 5.0/5 (3 votes cast)
VN:F [1.9.11_1134]
Rating: +1 (from 1 vote)

جوک

دسته‌بندی نشده نظری داده نشده »

ترکه تلفنش زنگ میزنه, شروع میکنه به گشتن جیبهاش, پیداش نمیکنه, میگه: فکر کنم خونه جا گذاشتمش!!
رضا

VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 5.0/5 (2 votes cast)
VN:F [1.9.11_1134]
Rating: +2 (from 2 votes)

جوک

دسته‌بندی نشده نظری داده نشده »

ترکه میبینه از تو اشپزخونه صدا میاد میره میبینه پسرش داره هی در یخچال رو باز و بست میکنه
میگه: چرا داری همچین میکنی؟ در رو کندی رفت پی کارش!
پسره میگه: دارم ریفرش میکنم, ببینم چیز جدیدی پیدا میشه!!!!
ندا

VN:F [1.9.11_1134]
Rating: 5.0/5 (3 votes cast)
VN:F [1.9.11_1134]
Rating: +1 (from 1 vote)

WP Theme & Icons by N.Design Studio
Entries RSS Comments RSS ورود
WordPress Loves AJAX